<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>مدرسه ابتدایی دخترانه صابران 2</title>
<link>http://saberan2.blogfa.com/</link>
<description>اوقات فراقت دانش اموزان خاطرات مدرسه فعالیتهای علمی و اموزشی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 01 Dec 2009 15:53:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>آموزش رفتار با افراد غریبه به کودکمان </title>
<link>http://saberan2.blogfa.com/post-113.aspx</link>
<description>&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://s5.tinypic.com/21der1v.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;به علت اعتماد ذاتی کودکان به بزرگسالان مهربان، لازم است شما یکی از درس های زندگی را به آنها بیاموزید و آن اینکه بعضی چیزها ممکن است خطرناک تر از آنچه به نظر می رسند باشند. هدف شما باید این باشد که کودکتان را بدون ایجاد ترس و نگرانی بی مورد و بی اعتمادی مفرط ، آموزش دهید تا از غریبه ها، به هر شکلی که به او نزدیک شوند دوری کند. قدری جرأت و جسارت را در کودک خود تشویق کنید تا از مقاومت کردن نترسد. بعضی از موقعیت های احتمالی را نیز با کودکتان بازی کنید تا مطمئن شوید که او از چیزهایی که ممکن است اتفاق بیفتد آگاه است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاسخ های راهنما به کودکان&lt;br /&gt;سنین 2-4: من دوست ندارم که تو با افرادی که نمی شناسی صحبت کنی ، چون ممکن است آدم های خوبی نباشند.حتی اگر آنها به تو شکلات دادند. بنابراین هیچ وقت بدون اجازه بابا یا مامان سوار ماشین کسی نشو و با کسی به گردش نرو.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;بقیه در ادامه مطلب............&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 01 Dec 2009 15:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=saberan2&amp;postid=113</comments>
<dc:creator>saberan2</dc:creator>
<guid>http://saberan2.blogfa.com/post-113.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>با کودک حاضر جواب خود چه کنیم </title>
<link>http://saberan2.blogfa.com/post-112.aspx</link>
<description>&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://noyan.persiangig.com/caricator/tarh/sheytoon.noyan.blogfa.dll.gif&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;حاضرجوابی یا به اصطلاح زبان درازی، یعنی پاسخگویی و واكنش سریع، گاه بی ادبانه و شرورانه كودك نسبت به بزرگترها. زبان درازی شكلها و سطوح متفاوتی دارد و از مثلاً: «من از اسفناج خوشم نمی یاد، آشغاله!» گرفته تا «بابای بد!» زبان درازی محسوب می شود. حتی سرپیچی از انجام كار مانند «من حالشو ندارم، خودت اتاقم رو تمیز كن» هم مصداق حاضرجوابی یا زبان درازی در كودكان به حساب می آید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انتظارات واقعی&lt;br /&gt;ـ ممكن است بچه متوجه نباشد كه اینطور جواب دادن او زبان درازی و بی ادبی محسوب می شود. شاید فكر می كند فقط دارد عقیده خود را در مورد یك موقعیت خاص بیان می كند. گاهی اوقات، بچه ها دلیل خوبی برای اینگونه رفتارها دارند اما راه مناسبی برای ابراز آن بلد نیستند.&lt;br /&gt;ـ زبان درازی معمولاً روشی عادی برای كسب اعتماد به نفس در كودكان است. آنها به تجربه زبانی و شناخت محدودیت های آن به منظور یادگیری زبان و مهمتر از آن روش به كارگیری مهارتهای زبانی نیاز دارند.&lt;br /&gt;ـ بچه هایی كه در محیطی زندگی می كنند یا درس می خوانند كه اینگونه حرف زدن عادی است و بچه های دیگر هم نسبت به بزرگترهای خود بی احترامی می كنند، این كار را به سادگی یاد می گیرند.&lt;br /&gt;-ممكن است زبان درازی نشانه اضطراب، احساس دلسردی یا ناراحتی كودك باشد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot; face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;بقیه در ادامه مطلب................&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 29 Nov 2009 15:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=saberan2&amp;postid=112</comments>
<dc:creator>saberan2</dc:creator>
<guid>http://saberan2.blogfa.com/post-112.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تربيت صحيح دختران </title>
<link>http://saberan2.blogfa.com/post-111.aspx</link>
<description>&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.7gardoon.com/files/test/2009-10-27_21~07-1.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;به زعم برخی از والدين اطاعت و حرف‏شنوی دليل تربيت صحيح دختران است در
حالی که اطاعت محض بدون اعمال قدرت خردمندانه دوام چندانی نداشته و به
زودی همه چيز در هم می‏ريزد. نه قدرت پدر و مادر می‏ماند و نه حرف‏شنوی
دختران. &lt;br /&gt;ارعاب دختران وحشتناک‏ترين نوع اعمال قدرت از طرف والدين
می‏باشد. در اين نوع اعمال قدرت که معمولاً از جانب پدر اعمال می‏شود، وی
مدام در خانه می‏خروشد و اوقات تلخی می‏کند و برای هر امر جزيی مانند بمب
منفجر می‏شود و در هر فرصتی دست به چوب و شلاق می‏برد. هر سؤالی را با
خشونت پاسخ داده و به جزيی‏ترين کارهای دخترش ايراد می‏گيرد. او را نزد
ديگران تحقير کرده و فکر می‏کند که دارد وی را تربيت می‏کند در حالی که
اين نوع ارعاب نه تنها دختران بلکه تمامی افراد خانواده را در وحشت نگه
می‏دارد. در اين طيف تربيتی مادر موجود بسيار ضعيف و درمانده‏ای است که
غالبا با واژه‏های تحقيرآميز مورد خطاب واقع شده و ارزش و بهايی در نزد
اعضای خانواده‏اش ندارد. اين گونه ارعاب نه تنها جنبه تربيتی نداشته بلکه
به دختران می‏آموزد از پدر دوری جسته و از وی به عنوان تکيه‏گاه و سرپرست
خانواده فراری شوند. در چنين شيوه‏ای دختران تبديل به موجوداتی خشن شده و
خشونت در وجودشان تقويت می‏شود. آنان به موجوداتی انتقامجو تبديل شده و يا
اينکه به موجوداتی عقده‏ای، ناچيز، بيهوده و بی‏اراده تبديل خواهند شد.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;بقیه در ادامه مطلب.................&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Fri, 27 Nov 2009 15:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=saberan2&amp;postid=111</comments>
<dc:creator>saberan2</dc:creator>
<guid>http://saberan2.blogfa.com/post-111.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فرزندان و اولیا</title>
<link>http://saberan2.blogfa.com/post-110.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.aftab.ir/articles/science_education/education_training/images/fad944d351c93267230fb58b4e9ee6ff.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;نقش و جايگاه مدرسه به‌عنوان مهمترين شاخص جهت آموزش و پرورش و موفقيت دانش‌آموزان انکار ناپذير و حياتي است. اما نمي‌توان جايگاه والدين و ضرورت مشارکت آنها در آموزش و پرورش و موفقيت کودکان را نيز ناديده گرفت؛ نقشي حياتي و تأثير‌گذار که بي‌شک بدون مشارکت والدين بخشي از اهداف آموزشي و پرورشي ناکام مانده و کودکان نيمي از آموزش‌هاي لازم را دريافت نمي‌کنند.&lt;br /&gt;پژوهشگران دپارتمان آموزش و علوم تربيتي دانشگاه ميشيگان و دپارتمان آموزش و علوم تربيتي دانشگاه جان‌هاپکينز، مواردي را به عنوان نکات کليدي براي برقراري ارتباط بيشتر و بهتر والدين و اولياي مدرسه و والدين و کودکان ارائه کرده‌اند که با آنها آشنا مي‌شويم.&lt;br /&gt;پژوهش‌ها نشان مي‌دهد دانش‌آموزان 70درصد از زمان مفيد خود را خارج از منزل و عمدتاً در مدرسه و يا در مراکز آموزشي- تفريحي مي‌گذرانند که اين رقم خود به تنهايي گوياي اهميت برنامه‌ريزي درست براي آموزش و پرورش دانش‌آموزان است.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot; face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;بقیه در ادامه مطلب...............&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 25 Nov 2009 15:42:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=saberan2&amp;postid=110</comments>
<dc:creator>saberan2</dc:creator>
<guid>http://saberan2.blogfa.com/post-110.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>  چهل نكته در باب افزايش انگيزه دانش‌آموزان</title>
<link>http://saberan2.blogfa.com/post-109.aspx</link>
<description>&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.donya-e-eqtesad.com/News/1250/mah-16-01.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;انگيزه، حالات دروني فرد است كه موجب تداوم رفتارش تا رسيدن به هدف مي‌شود. انگيزه ارتباط مستقيم و مثبت با پيشرفت تحصيلي دارد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;به همين علت علاوه بر آنكه انگيزه وسيله‌اي براي پيشرفت تحصيلي در نظر گرفته مي‌‌شود، گاهي از آن به عنوان هدف نيز نام برده مي‌شود، زيرا با افزايش انگيزه، پيشرفت تحصيلي نيز پديد مي‌آيد.&lt;br /&gt;از آنجا كه هوش و استعداد تحصيلي به‌عنوان دو عامل اساسي در پيشرفت تحصيلي، كمتر تحت تأثير معلم يا مربي واقع مي‌شود، سعي بر آن است كه با افزايش انگيزه دانش‌آموزان حداكثر بهره‌وري از هوش صورت گيرد. زيرا در حالت مساوي برابري هوش و استعداد تحصيلي افراد، مشاهده شده است كه پيشرفت تحصيلي افراد با انگيزه چشمگيرتر بوده است. با وجود آنكه معلمان در تغيير هوش و استعداد تحصيلي نقش چنداني ندارند، ولي مي‌توانند در بالا بردن انگيزه دانش‌‌آموزان مفيد واقع شوند.&lt;br /&gt;انگيزه به دو نوع دروني و بيروني قابل تقسيم است. از انگيزه بيروني مي‌توان به تقويت‌كننده‌هايي چون پول، تائيد، محبت، احترام، نمره و از تقويت‌كننده‌هاي دروني مي‌توان به رضايت خاطر و احساس خوب از يادگيري اشاره كرد.&lt;br /&gt;آنچه كه بيشتر موجب رفتار خود‌جوش مي‌شود، انگيزه دروني است. هدف عمده فعاليت‌هاي پرورشي معلم يا مربي اين است كه دانش‌آموز به تدريج از انگيزه‌هاي بيروني به سمت انگيزه‌هاي دروني هدايت شود.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot; face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;بقیه در ادامه مطلب.............&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 23 Nov 2009 08:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=saberan2&amp;postid=109</comments>
<dc:creator>saberan2</dc:creator>
<guid>http://saberan2.blogfa.com/post-109.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فضای جوان کشور،درخشش استعدادها </title>
<link>http://saberan2.blogfa.com/post-107.aspx</link>
<description>&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://emamshahr.com/fa/images/stories/agha/agh%2008.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;همان‏طور كه می‏دانید تربیت‏به طور كلی با صفت‏یك فرق دارد كه از همین فرق، انسان می‏تواند جهت تربیت را بشناسد . صفت عبارت است از «ساختن‏» به معنی اینكه شی‏ء یا اشیایی را تحت‏یك نوع پیراستن‏ها و آراستن‏ها قرار می‏دهند، قطع و وصل‏هایی صورت می‏گیرد، درجهت مطلوب انسان و آن‏گاه این شی‏ء می‏شود مصنوعی از مصنوع‏های انسان . ولی تربیت عبارت است از پرورش دادن، یعنی استعدادهای درونی را كه بالقوه در یك شی‏ء موجود است، به فعالیت در آوردن و پرروردن .&lt;br /&gt;یك سنگ و یا یك فلز نمی‏شود پرورش داد . آن‏طور كه یك گیاه یا یك حیوان و یا یك انسان را پرورش می‏دهند . این پرورش دادن‏ها به معنی شكوفا كردن استعدادهای درونی آن موجود ها است كه فقط در مورد موجودهای زنده صادق است . اگر بنا باشد یك شی‏ء شكوفا بشود، باید كوشش كرد همان استعدادهایی كه درآن هست، بروز و ظهور بكند . اما اگر استعدادی در یك شی‏ء نیست، بدیهی است آن چیزی كه نیست و وجود ندارد، نمی‏شود آن را پرورش داد . مثلا استعداد درس خواندن دریك مرغ وجود ندارد . استعدادی را كه وجود ندارد، نمی‏شود بروز داد .&lt;br /&gt;استعدادهای هیچ انسانی را از راه ترساندن، زدن، ارعاب و تهدید نمی‏شود پرورش داد، همان طور كه یك غنچه‏ی گل را نمی‏شود به زور به صورت گل درآورد، مثلا غنچه را بكشیم تاگل بشود; یا نهالی را كه به زمین كرده‏ایم و می‏خواهد رشد بكند، با ست‏خودمان بگیریم به زور بكشیم تا رشد بكند . رشد آن به كشیدن نیست .&lt;br /&gt;با این رهنمود پس گوش كنید: &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot; face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;بقیه در ادامه مطلب.....................&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 21 Nov 2009 08:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=saberan2&amp;postid=107</comments>
<dc:creator>saberan2</dc:creator>
<guid>http://saberan2.blogfa.com/post-107.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فلسفه تعلیم و تربیت در جهان امروز</title>
<link>http://saberan2.blogfa.com/post-108.aspx</link>
<description>&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://i1.tinypic.com/ztezvp.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;چكیده فلسفهٔ تعلیم و تربیت درجایگاه یكی از فلسفه‌های مضاف، از دو زاویه قابل بررسی و مطالعه است:&lt;br /&gt;۱) دیدگاه‌های فیلسوفان دربارهٔ تعلیم و تربیت؛&lt;br /&gt;۲) رشتهٔ دانشگاهی.&lt;br /&gt;فلسفهٔ تعلیم و تربیت از نگاه اول، تاریخی به قدمت اندیشه‌ورزی و نظریه پردازی فیلسوفان شرق و غرب عالم در باب تربیت دارد؛ اما از نگاه دوم حدود یك قرن از عمرش سپری می‌شود. از فلسفهٔ تعلیم و تربیت، بسته به نوع دید و مبانی فلسفی متناسب با آن، مفاهیم و تعاریف گوناگونی ارائه شده است: استنتاج آرای تربیتی از مبانی فلسفی، كاربرد فلسفه در تعلیم و تربیت، نظریهٔ عمومی تعلیم و تربیت، تحلیل و پردازش مفاهیم و گزاره‌های تربیتی و مانند آن. نگارندهٔ این مقاله، فلسفهٔ تعلیم و تربیت را تبیین و اثبات مبادی تصوری و تصدیقی تعلیم و تربیت تلقی می‌كند و در سه سطح&lt;br /&gt;۱) پیش استنتاجی یا باز یافت،&lt;br /&gt;۲) استنتاجی یا كشف،&lt;br /&gt;۳) فرا استنتاجی یا خلق به بررسی فلسفهٔ تعلیم و تربیت می‌پردازد. طراحی و اجرای تدابیر و راهكارهایی در سه سطح بازیافت، كشف و خلق، از شرایط اساسی پی‌ریزی فلسفهٔ تعلیم و تربیت اسلامی است.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot; face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;بقیه در ادامه مطلب......................&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 19 Nov 2009 15:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=saberan2&amp;postid=108</comments>
<dc:creator>saberan2</dc:creator>
<guid>http://saberan2.blogfa.com/post-108.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مادرم از تو سپاسگذارم</title>
<link>http://saberan2.blogfa.com/post-106.aspx</link>
<description>&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://i4.tinypic.com/106m1bb.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;شبی پسر کوچکمان یک برگ کاغذ به مادرش داد. همسرم که در حال آشپزی بود. دستهایش را با حوله ای تمیز کرد و نوشته ها را با صدای بلند خواند. او با خط بچگانه نوشته بود:&lt;br /&gt;صورتحساب خرید خانه 1000 تومان&lt;br /&gt;مرتب کردن اتاق خوابم 1000 تومان&lt;br /&gt;مراقبت از برادر کوچکم 1500تومان&lt;br /&gt;بیرون بردن سطل زبا له 1000تومان&lt;br /&gt;نمره ریاضی خوبی که امروز گرفتم 1000 تومان&lt;br /&gt;جمع بدهی شما به من : 5500 تومان&lt;br /&gt;امام خمینی: &quot;حقوق بسیار مادرها را نمى توان شمرد و نمى توان به حق ادا كرد. یك شب مادر نسبت به فرزندش از سالها عمر پدر متعهد ارزنده تر است. تجسم عطوفت و رحمت در دیدگان نورانى مادر, بارقه ی رحمت و عطوفت رب العالمین است. خداى تبارك و تعالى قلب و جان مادران را با نور رحمت ربوبیت خود آمیخته ؛ آن گونه كه وصف آن را كس نتوان كرد و به شناخت كسى جز مادران درنیاید&quot;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot; face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;بقیه در ادامه مطلب..................&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 15:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=saberan2&amp;postid=106</comments>
<dc:creator>saberan2</dc:creator>
<guid>http://saberan2.blogfa.com/post-106.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جملات عبرت‏آموز </title>
<link>http://saberan2.blogfa.com/post-105.aspx</link>
<description>&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.7gardoon.com/files/test/2009-05-11_01~46-1.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خطر متفاوت بودن را بپذيريد، ولى بياموزيد بدون جلب توجه متفاوت باشيد.&lt;br /&gt;فردا و ديروز با هم دست به يكى كردند. ديروز با خاطراتش مرا فريب داد و فردا با وعده‏هايش خوابم كرد. وقتى چشم گشودم، امروزم گذشته بود.&lt;br /&gt;در ميان ميليون‏ها ديروز و هزاران فردا، فقط يك امروز وجود دارد. پس امروز را از دست ندهيم.&lt;br /&gt;نبودهاى زندگى هميشه به نفع قوى‏ترين‏ها پايان نمى‏پذيرد، بلكه موفقيت، دير يا زود با كسى است كه بردن را باور دارد.&lt;br /&gt;همه نمى‏توانند قهرمان باشند. برخى بايد كنار خيابان بنشينند و قهرمانان را تشويق كنند.&lt;br /&gt;مردى كه كوه را از ميان برداشت، كسى بود كه شروع به برداشتن سنگ‏ريزه‏ها كرد.&lt;br /&gt;هرگز نمى‏توانيد در حالى كه دست‏هايتان در جيبتان است از نردبان موفقيت بالا برويد.&lt;br /&gt;هيچ وقت مغرور نشو. برگ‏ها وقتى مى‏ريزند كه فكر مى‏كنند طلا شده‏اند.&lt;br /&gt;ترجيح مى‏دهم طورى زندگى كنم كه گويى خدا هست و وقتى مُردم بفهمم كه نيست، تا اينكه طورى زندگى كنم كه انگار خدا نيست و وقتى مُردم بفهمم كه هست.&lt;br /&gt;تاريك‏ترين ساعت‏هاى شب، درست ساعت‏هاى قبل از طلوع خورشيد است.&lt;br /&gt;هر چه روح به خدا نزديك‏تر باشد، آشفتگى‏اش كمتر است؛ زيرا نزديك‏ترين نقطه به مركز دايره، كمترين تكان را دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به كوشش: وحید رضائی مهر&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 15 Nov 2009 15:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=saberan2&amp;postid=105</comments>
<dc:creator>saberan2</dc:creator>
<guid>http://saberan2.blogfa.com/post-105.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چهره به‌چهره با طراح اندیشه برنامه ‌درسی در ژاپن</title>
<link>http://saberan2.blogfa.com/post-104.aspx</link>
<description>&lt;br /&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://justkhodam.persiangig.com/weblog/student.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
كيوتو - دكتر يونس شكرخواه:&lt;br /&gt;دکتر کی‌سوکه فوکویا (Keisuke Fukaya) متخصص روش‌های آموزش از دانشگاه ناگویاست. فوکویا طراح اندیشه برنامه درسی در مدارس ژاپن است.&lt;br /&gt;او كه بيست سال سابقه معلمي هم دارد هم اکنون معاون مجتمع آموزشی رتسومی‌کان بزرگترين و قديمي‌ترين مجتمع خصوصي آموزشي در ژاپن است.&lt;br /&gt;رسانه‌هاي ژاپن شما را به عنوان مجری اندیشه تازه‌ای در مدارس ژاپن معرفی می‌کنند؛ اندیشه شوق انگیزی در دانش‌آموزان ابتدایی برای پژوهش و یادگیری. در این باره توضیح می‌دهید؟‌&lt;br /&gt;&lt;p&gt;مهم‌ترین کار من تدوین الگویی برای گسترش خودآموزی دانش‌آموزان در مدارس ژاپن است. اینکه دانش‌آموزان چگونه از همان پایه‌های اول شوق آموختن پیدا کنند، در جست و جوی یادگیری باشند و یادگیری را به خارج از کلاس درس گسترش دهند. شما شاید شنیده باشید که دانش‌آموزان پایه اول هم در ژاپن از فرهنگ لغت استفاده می‌کنن&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot; face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;بقيه در ادامه مطلب.........&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 13 Nov 2009 10:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=saberan2&amp;postid=104</comments>
<dc:creator>saberan2</dc:creator>
<guid>http://saberan2.blogfa.com/post-104.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
