|

گلستان و ادبيات كودكان پيش از ورود به بحث، ذكر دو نكته را ضروري ميدانم: 1ـ
كتابهاي معتبر ادبيات فارسي كه در طول ساليان دراز، با ديده تأييد
همهجانبه، به آنها نگاه و با آنها رفتار شده، كمتر مورد ارزيابي
انتقادي قرار گرفتهاند. اين رفتار سبب ميشود تا خوانندگان اين زمانه، در
خوانشهاي خود، چه بسا دچار ترديد شوند و بعضي از نكات مطرح شده در آنها
را با ساز و كار امروزي سازگار نبينند و يا از سر تأييد به دانشآموزان
بياموزند. اين مقاله، با هدف روشن شدن جايگاه ادبيات كودك و نوجوان در
گلستان سعدي، نوشته شده است. نويسنده اين مقاله، ادعاي اين را ندارد
كه پژوهشي كامل و همهسويه در مورد موضوع ياد شده انجام داده است، بلكه
بابي را فتح كرده تا پس از اين ـ اگر لازم ديده شد ـ ديگران هم از اين
معبر، رفت و آمد كنند. روشن نمودن روش پيشينيان در نگارش متن و رعايت
نقش همه افراد جامعه و شيوه اين حق نگهداري، به نويسندگان و تدوينكنندگان
متون ادبي ـ البته آموزشي ـ نشان خواهد داد كه متنها تاريخ مصرف دارند و
همه زماني و همه مكاني نيستند. جايگزيني ديد نسبيگرا به ديدگاه مطلقگرا،
خود هدفي آموزشي به حساب ميآيد. 2ـ روش تحقيق در نگارش اين مقاله،
روشي كتابخانهاي ـ تحليلي است. علاقهمندان ديگر مي توانند از روشهايي
مانند ميداني ـ مصاحبهاي نيز استفاده كنند و با پرسش از خوانندگان
(كودكان ـ نوجوانان ـ مربيان و نويسندگان)، به نتايج دلخواه برسند. گلستان
سعدي، در سال 656 نوشته شده است. مصلحالدين شيرازي، اين مطلب را در
بيتي، چنين گفته است: در آن ايام كه ما را وقت خوش بود ز هجرت، ششصد و پنجاه و شش بود گلستان،
دستاورد مصلحالدين شيرازي، از سير و سفر دراز او در خاورميانه و
آفريقاست. او، ديدهها و شنيدههاي خود را با زباني تركيبي و شيرين، در
قالب حكايتهاي كوتاه، به رشته تحرير درآورده است. اين شيوه، پيش از
مصلحالدين شيرازي، مرسوم نبوده است. شيوه سعدي در گلستان، مورد استفاده و
استقبال نويسندگان فراواني قرار گرفت و همانندهايي (نظيرههايي) نيز ساخته
شده است. چنان كه جامي، نگارستان و ديگران كتابهايي به نامهاي خارستان و
مُلستان و… را به پيروي از سعدي نوشتهاند. گلستان، علاوه بر
ديباچه، داراي هشت فصل است. در اين هشت فصل، بيش از يكصد و هشتاد حكايت
كوتاه و بلند، گنجانده شده كه به مناسبت حال و هوا و لايههاي گونهگون
اجتماع و موقعيت زماني و سنّي، دستهبندي شدهاند: 1ـ ديباچه 2ـ در سيرت پادشاهان 3ـ در اخلاق درويشان 4ـ در فضيلت قناعت 5ـ در فوايد خاموشي 6ـ در عشق و جواني 7ـ در ضعف و پيري 8ـ در تأثير تربيت 9ـ جدال سعدي با مدعي 10ـ در آداب صحبت مخاطبان
گلستان، آحاد مردماند. داستانها و حكايتهاي گلستان، ساخت و بافتي دارند
و با زباني ساخته شدهاند كه در روزگار ما، براي فهم و درك كودكان و
نوجوانان، دشوار مينمايد. آيا در روزگار سعدي، كودكان و نوجوانان، كتابهاي خود را داشتهاند؟ كودكان
سدههاي چهارم، پنجم، ششم، هفتم و… (به ويژه كودكان و نوجوانان مقطع
زماني نگارش گلستان و پس از آن)، به مثابه جمعيتي پرشمار، اما كماهميت
مطرح بودهاند. آنها (بيشتر درخانوادههاي تهيدست) با گرسنگي و سوءتغذيه
و بيماري و سختي و ستم (ستم پدر و مادر، روابط اجتماعي) و بيسوادي
روبهرو بودهاند. تنها اندكي از اين كودكان و نوجوانان، فرصت راهيابي به
مكتبخانهها را به دست ميآوردند. در مكتبخانه هم كتابهايي را
ميخواندند كه اساساً براي عموم مردم نوشته ميشدهاند. در سدههاي نخستين
پس از چيرگي اعراب (سدههاي سوم و چهارم)، كتاب كليله و دمنه در
مكتبخانهها براي كودكان و نوجوانان تدريس ميشد و در سدههاي بعد نيز
كتابهايي از قبيل كيمياي سعادت (امام محمد غزالي)، قابوسنامه
(عنصرالمعالي كيكاووس بن اسكندر وشمگير) و بوستان و گلستان، درسنامههاي
كودكان و نوجوانان در مكتبخانهها بودند. ويژگي غالب ادبيات اين سدهها،
حضور پررنگ عناصر اندرز و پند است. به همين سبب، اين نوع ادبيات را ادبيات
اندرزي نام نهادهاند. درونمايه همه اين كتابها، اخلاق و تعليم و تربيت،
اما ساختار بيروني آنها با هم تفاوت دارد. در «كيمياي سعادت» و «قابوس
نامه»، اندرز با زباني مستقيم و لحني آمرانه بيان شده، در حالي كه در
گلستان سعدي، زبان علاوه بر زيبايي و آهنگين بودن، غيرمستقيم، در لفافه
حكايت و داستان به بيان نكتههاي اخلاقي و اندرز ميپردازد. به هر حال،
نگاه نزديك به حكايتهاي گلستان، بحث را كاربردي خواهد كرد. نكته ديگري كه
در ادبيات عمومي سدههاي پيشين به چشم ميخورد، در مخاطبشناسي آن و همان
نگاه مذكرانه و مردانه است: اي پسر! هان و هان تو را گفتم كه تو بيدار شو كه من خفتم (نظامي گنجوي) سر به لطفي و جاني اي پسر خوشتر ازجان چيست، آني اي پسر (عراقي) چو خواهي كه نامت بماند به جاي پسر را خردمندي آموز و رأي (سعدي) نگاه
مردانه و مذكرانه، در سراسر متون ادبيات ايران حضور دارد. شاعران و
نويسندگان در طول تاريخ، همواره كوشيدهاند تا پيكرهاي از جمعيت انساني
را ناديده بگيرند. آنها حتي در خطاب آدمها نيز جانب انصاف را رعايت
نكردهاند. نمونههاي مشهور زير، رويكرد اقتدارگرايانه و مردمسالارانه
شاعران و نويسندگان را به خوبي نشان ميدهد: اي برادر تو همه انديشهاي مابقي خود استخوان و ريشهاي مرد آن است كه در كشاكش دهر سنگ زيرين آسيا باشد صورت زيباي ظاهر هيچ نيست اي برادر سيرت زيبا بيار! كار هر كس نيست خرمن كوفتن گاو نر ميخواهد و مرد كهن مردان خدا پرده پندار دريدند يعني همه جا غير خدا يار نديدند دامنه
اين رويكرد يك سويه، به گستراكِ ادبيات فارسي و انديشه جانبدار شاعران و
نويسندگان مذكر است. گويي موجودي به نام زن حضور ندارد، كار نميكند، سيرت
و صورت ندارد، پرده پندار نميدرد و... نمودار شماره يك : داستانهاي مناسب براي كودكان و نوجوانان1
عنوان فصل تعداد حكايت تعداد حكايت مناسب براي كودك و نوجوان آغازبندي حكايت ديباچه ــ ــ ــ در سيرت پادشاهان 42 2 1ـ سرهنگزادهاي را بر در سراي اغلمش ديدم كه عقل و كياستي و فهم و فراستي زايدالوصف داشت.1 2ـ يكي از پسران هارونالرشيد پيش پدرآمد خشمآلوده كه فلان سرهنگزاده مرا دشنام مادر دارد.2 در اخلاق درويشان 48 1 ياد دارم كه در عهد طفوليت، متعبد بودم و شبخيز… 3 درفضيلت قناعت 27 2 1ـ دو اميرزاده در مصر بودند، يكي علم آموخت و ديگري مال اندوخت.4 2ـ يكي از حكما پسر را نهي كرد از بسيار خوردن كه سيري مرد را رنجور دارد.5 در فوايد خاموشي 14 ندارد ـــ در عشق و جواني 21 1 1ـ ياد دارم كه در ايام جواني گذر داشتم به كويي6 در ضعف و پيري 9 ندارد ــ در تأثير تربيت 19 8 1ـ يكي از وزرا پسري كودن داشت. پيش يكي از دانشمندان فرستاد.7 2ـ حكيمي پسران را پند همي داد كه جانان پدر هنر آموزيد.8 3ـ يكي از فضلا، تعليم ملكزادهاي كردي و ضرب بيمحابا زدي.9 4ـ معلم كتـّابي را ديدم در ديار مغرب، ترش روي.10 5ـ پادشاهي پسر به اديبي دادو گفت اين فرزوند توست.11 6ـ فقيره درويشي حامله بود. مدت حملش به سر آمد. درويش را در همه عمر فرزند نيامده بود...12 7ـ طفل بودم. بزرگي را پرسيدم از بلوغ...13 8ـ توانگرزادهاي را ديدم كه بر سر گور پدر نشسته...14 نمودار شماره2 : داستانهايي كه درصورت بازنويسي، براي كودكان و نوجوانان مناسبند عنوان فصل تعداد حكايت تعداد حكايت مناسب بازنويسي كودكان و نوجوانان آغازبندي حكايت ديباچه ــ ــ ــ در سيرت پادشاهان 42 7 1ـ ملكزادهاي را شنيدم كه كوتاه بود و حقير...15 2ـ طايفه دزدان عرب بر سر كوهي نشسته بودند.16 3ـ پادشاهي با غلامي عجمي در كشتي نشست.17 4ـ ملكزادهاي گنج فراوان از پدر ميراث يافت...18 5ـ آوردهاند كه انوشيروان عادل را در شكارگاهي، صيدي كباب كردندي…19 6ـ با طايفه بزرگان در كشتي نشسته بودم...20 7ـ دو برادر بودند، يكي خدمت سلطان كردي...21 در اخلاق درويشان 48 2 1ـ ياد دارم كه شبي در كارواني همه شب رفته بودم...22 2ـ يكي ازملوك مدت عمرش سپري شد...23 در فضيلت قناعت 27 4 1ـ يكي از علما، خورنده بسيار داشت...24 2ـ خشكسالي در اسكندريه پديد آمد...25 3ـ بازرگاني را ديدم كه صد و پنجاه شتر بار داشت...26 4ـ يكي از ملوك با تني چند از خاصان در شكارگاهي به زمستان، از عمارت دور افتادند...27 در فوايد خاموشي 14 1 1ـ جواني خردمند از فنون فضايل خطي حظي وافر داشت...28 در عشق و جواني 21 4 1ـ ياد دارم كه در ايام پيشين، من و دوستي چون دو مغز بادام در پوستي صحبت داشتيم...29 2ـ طوطياي را با زاغي در قفس كردند...30 3ـ رفيقي داشتم كه سالها با هم سفر كرده بوديم...31 4ـ جواني پاكباز و پاكرو بود...32 در ضعف و پيري 9 4 1ـ روزي به غرور جواني سخت رانده بودم...33 2ـ جواني چست و لطيف و خندان و شيرينزبان در حلقه عشرت ما بود...34 3ـ روزي به جهل جواني، بانگ بر مادر زدم...35 4ـ توانگري بخيل را پسري رنجور بود...36 در تأثير تربيت 19 5 1ـ پارسازادهاي را نعمت بيقياس، از تركه عمان به دست افتاد...37 2ـ اعرابي را ديدم كه پسر خود را ميگفت...38 3ـ در تصانيف حكما آوردهاند كه كژدم را ولادت معهود نيست...39 4ـ يكي از بزرگان پسري شايسته داشت...40 5ـ پارسايي بر يكي از خداوندان نعمت، گذر كرد...41 جدال سعدي با مدعي ـــ ـــ ـــ در آداب صحبت ـــ ـــ ـــ گلستان سعدي و كتابهاي ديگر از اين دسته ازمنابع داستاننويسي براي كودكان و نوجوانان به شمار ميروند. داستاننويسان،
ميتوانند از اين حكايتها الهام بگيرند و يا اين متنها را به زبان
امروزي دوبارهنويسي كنند. در فرآيند دوبارهنويسي، ميتوان ابزارها و
عناصر داستاني را وارد كرد و متني داستاني از روي متن مقامه (حكايت ـ
داستان) و قصهوار ساخت براي نمونه، يكي از حكايتهاي قابل بازنويسي را به
لحن و زبان داستانهاي امروزي درميآوريم. حكايت هفتم از فصل «در سيرت پادشاهان» نخست متن سعدي : [پادشاهي
با غلامي عجمي در كشتي نشست و غلام ديگر دريا را نديده بود و محنت كشتي
نيازموده. گريه و زاري در نهاد ولرزه بر اندامش اوفتاد چندان كه ملاطفت
كردند، آرام نميگرفت و عيش ملك از او منغص بود. چاره ندانستند. حكيمي در
آن كشتي بود. ملك را گفت اگر فرماندهي، من او را به طريقي خامُش گردانم.
گفت غايت لطف و كرم باشد. بفرمود تا غلام به دريا انداختند. باري چند غوطه
خورد. مويش گرفتند و پيش كشتي آوردند. به دو دست، در سكّان كشتي آويخت.
چون برآمد، به گوشهاي بنشست وقرار يافت. ملك را عجب آمد. پرسيد درين چه
حكمت بود؟ گفت از اول محنت غرقه شدن ناچشيده بود و قدر سلامت كشتي
نميدانست. همچنين قدر عافيت كسي داند كه به مصيبتي گرفتار آيد.] اي سير تو را نان جوين خوش ننمايد معشوق من است آن كه به نزديك تو زشت است حوران بهشتي را دوزخ بود اعراف از دوزخيان پُرس كه اعراف بهشت است فرق است ميان آن كه يارش دربر با آن كه دو چشم انتظارش بر در43 روزي
پادشاهي با نوكر ايرانياش سوار كشتي شد. نوكر تا آن روز دريا را نديده
بود و سوار كشتي نشده بود و سختيهاي مسافرت دريايي را لمس نكرده بود. دلش
آشوب شد، حالت سرگيجه و استفراغ به او دست داد. به گريه افتاد. فرياد
ميزد: مرا پياده كنيد! هر چه دلدارياش ميدادند، ساكت نميشد.
پادشاه، حالش گرفته شد! كمكم داشت عصباني ميشد. نميدانستند چه كار
كنند. مردي در ميان مسافران بود. گفت: اي پادشاه! اگر اجازه بدهيد، من
ساكتش ميكنم. پادشاه جواب داد: اگر اين كار را بكني، در حق ما لطف كردي.
آن مرد دستور داد نوكر را در آب انداختند. نوكر سراسيمه در آب دست و پا
ميزد و كمك ميخواست. مويش را گرفتند و به كشتي نزديك كردند. نوكر كه
حسابي آب خورده و ترسيده بود، با دستهايش لبه كشتي را گرفت و بالا آمد.
آب از همه جايش ميريخت. رفت در گوشهاي نشست و ساكت شد. پادشاه تعجب كرد
و پرسيد: چه رازي در اين كار است؟ مرد دانا گفت: چون نميدانست غرق
شدن و مردن چقدر سخت است، قدر كشتي را نميدانست. حالا كه فهميده، ساكت
شده و قدر سلامتي را ميداند...» البته، ممكن است داستاننويسان
حوزه كودك و نوجوان، به فراخور توانايي خود، بازنوشته محكمتر و امروزيتر
از متن آهنگين و مسجع سعدي بيافرينند. بسياري از حكايتهاي گلستان را
ميتوان بازنويسي كرد و عناصر داستاني را در آنها به كار برد تا براي
كودكان و نوجوانان امروز، قابل فهم و استفاده باشد. داستاننويسان
چندي، به اين كار دست زدهاند و با استفاده از حكايتهاي گلستان، كليله و
دمنه، مثنوي، بوستان و كتابهاي ديگر، داستانهايي براي كودكان و نوجوانان
نوشتهاند. اين كار چند خاصيت خواهد داشت: ـ داستاننويسان را از كمبود سوژه نجات ميدهد. ـ كودكان و نوجوانان را با كتابهاي بزرگ ادبيات فارسي آشنا ميكند. نگاه سعدي به آموزش كودكان و نوجوانان گفتمان
سعدي در زمينه كودك و نوجوان و پرورش و آموزش آنها، گفتماني يك سويه و
مردانه است. درهمه گزارههاي ياد شده در نمودارهاي بالا و گزارههاي ديگر
كه به علت نامناسب بودن از يادكرد آنها خودداري شده، واژه «پسر» به معناي
عام «فرزند» به كار رفته است. سعدي در متون حكايي گلستان، ميكوشد از عنصر
پند و اندرز براي تغيير در رفتار كودكان ونوجوانان استفاده كند. سبك و
سياق سعدي در تربيت و شكل بيان، از نويسندگاني مانند نظامي، غزالي، عراقي،
عنصرالمعالي كيكاووس بن وشمگير و... پيشرفتهتر مينمايد. چرا كه سعدي،
از ساخت داستان (زباني غيرمستقيم)، براي بيان آموزههاي خود استفاده
ميكند. البته پيش از سعدي، نصرالله منشي، در داستان حكايتهاي تمثيلي
كليله و دمنه و عبيد زاكاني، در «رساله دلگشا» با زبان طنز، غيرمستقيم
گويي را در پيش ميگيرند. انگارهها و آموزههاي تربيتي سعدي، در
زمانه او، چه بسا نو و كاربردي بوده، اما در روزگار ما به علت تغيير
درنگرشها و مناسبات اقتصادي ـ اجتماعي و پيشرفت دانشهاي انساني، بسياري
از آموزههاي تربيتي و پرورشي سعدي درباره كودكان و نوجوانان، كارايي خود
را از دست دادهاند. امروزه ديگر اين سخن سعدي كه: «تربيت نيكو نگردد آن كه بنيادش بد است تربيت، نااهل را چون گردكان بر گنبد است» غيرقابل دفاع است. چرا كه در «بدي بنيادين» و «تربيتناپذيري» انسانها، ترديدهاي جدي وجود دارد. مباني
نظام تربيتي سعدي، برخاسته از تجربه شخصي او در زندگي و سير و سفر و نيز
آموزشها و باورهاي آييني و دانشي اوست. اصول تربيتي مورد استفاده سعدي،
زاييده مناسبات اجتماعي زمانه او است. در آن نظام، تاريخ از زبان اول شخص
مذكر روايت ميشود؛ اول شخصي كه در جايگاه يك متكلم وحده و عقل كل نشسته و
از دريچه داناي كل، به جهان پيرامون مينگرد و درباره آن داوري و
تصميمگيري ميكند. اين داناي كل، به علت عدم حضور ديگران، به خود اجازه
ميدهد تا به پير و جوان، زن و مرد، دارا و ندار و… اندرز بدهد. نمودار شماره 3 : داستانهاي نامناسب براي كودكان و نوجوانان در گلستان سعدي عنوان
فصل تعداد حكايت تعداد حكايت براي كودك و نوجوان تعداد حكايتهايي كه با
اندكي تغيير براي كودك و نوجوان مناسبند تعداد حكايتهاي نامناسب براي
كودكان و نوجوانان ديباچه ــ ــ ــ كلاً مناسبت ندارد در سيرت پادشاهان 42 2 7 33 دراخلاق درويشان 48 1 2 45 در فضيلت قناعت 27 2 4 21 درفوايد خاموشي 14 ــ 1 13 در عشق و جواني 21 1 4 16 در ضعف و پيري 9 ــ 4 16 در تأثير تربيت 19 8 5 6 جدالسعدي بامدعي ندارد ندارد ندارد ــ در آداب صحبت ندارد ندارد ندارد ــ جمع 181 14 27 139 درآناليز جدول بالا، چند نكته به دست ميآيد: الف)
7/76 درصد ازحكايتهاي گلستان، براي مخاطبان حوزه سني كودك و نوجوان،
مناسب نيست. علتهاي مناسب نبودن اين اندازه از حكايت ـ داستانوارههاي
گلستان با دريافتهاي ذهني كودكان و نوجوانان، به اين شرح است: 1ـ طرح مسايل دشوار سياسي و بزرگسالانه در بسياري از حكايتها. 2ـ طرح مسايل فني عرفاني و فلسفي و اجتماعي كه با دريافت ذهني كودكان و نوجوانان، همتافني لازم را ندارد. 3ـ
طرح مسايل جنسي و پورنوگرافيك، در قالب آزارهاي جنسي و روابط زناشويي روا
و ناروا كه به علت آگاهيهاي پيشرس و عدم تناسب با شناخت و نياز كودكان و
نوجوانان، بدآموزيها و زبانهاي روحي و رواني ـ تربيتي را به دنبال خواهد
داشت. ب) 7/7 درصد از حكايت ـ داستانوارهها، مستقيماً براي كودكان و نوجوانان نوشته شدهاند. ج ) 2/13 درصد از حكايت ـ داستانوارهها با اندكي دخل و تصرف و بازنويسي، براي مخاطبان كودك و نوجوان قابل فهم و درك خواهد بود. د
) جمع ستونهاي 3 و 4، وزن گرايشهاي سعدي را در ادبيات كودك و نوجوان
نشان ميدهد. بنابراين 65/22 درصد ازحكايت ـ داستانوارهها با اندكي تخفيف
و اغماض، در حوزه تخاطبي كودك و نوجوان قرار ميگيرند. پرسش اين است
كه با آن كه تنها 7/7 درصد ازحكايت ـ داستانوارههاي گلستان، با تخفيف و
چشمپوشي از ضعفهاي برون ساختي و ژرف ساختي، براي كودكان و نوجوانان
مناسب است، چگونه كودكان و نوجوانان در سدههاي گذشته، از گلستان به عنوان
متن درسي و درسنامه، استفاده ميكردهاند؟ دستگاه آموزشي و پرورشي در سدههاي گذشته، به چند دليل گلستان و متنهاي مانند آن را در مكتبخانهها تدريس ميكرده است: ـ نداشتن برنامه براي تهيه و تأليف متن درسي. ـ عدم استفاده از روانشناسي در تدوين و تأليف متنهاي درسي. ـ عدم دستهبندي و جداسازي انسانهاي تحت آموزش بر اساس سن. ـ
وجود عناصر اندرزي در حكايتها و متن گلستان و احساس نياز دستاندركاران
نظام آموزشي مبني بر لزوم آموزش متنهاي اندرزي به كودكان و نوجوانان. ـ زبان ساده و روان و شيرين و آهنگين گلستان است براي كودكان و نوجوانان، گيرايي و جذابيت ويژهاي داشته
www.sarapars.com
|