
سال 1987 بود. مأموران پليس انگلستان عليرغم تمامي شواهد موجود نميتوانستند جرم شخص متهم به قتل وحشيانه دو دختر را ثابت كنند. آنوقت بود كه تصميم گرفتند براي اولين بار در جهان از تكنيك جديد انگشتنگاري به كمك DNA استفاده كنند. آنها با تطابق DNA سلولهاي باقيمانده در محل قتل با سلولهاي خود قاتل موفق شدند تا جرم كالين پيچ فورك، نانواي انگليسي اهل لستر را اثبات و وي را محكوم كنند. از آن پس اين تكنيك به ميزان وسيع توسط نيروي پليس و مقامات قضايي کشورهاي مختلف مورد استفاده قرار گرفت و مجرمين زيادي شناسايي شدند. كمتر از 20 سال از آن زمان گذشته و حالا اعلام شده كه مقامات دولت آمريكا تصميم گرفتهاند تا نمونهگيري از DNA تمامي مظنوناني كه توسط مقامات فدرال اين كشور بازداشت يا زنداني شدهاند و همچنين همه مهاجران غيرقانوني به اين كشور را انجام دهند. آنها قصد دارند نمونهگيري DNA را در مورد تمامي كساني كه توسط دولت فدرال دستگير ميشوند همانند اثر انگشت معمول كنند. اگرچه برخي سازمانها از اين قانون حمايت كردهاند، اما مدافعان آزاديهاي مدني در آمريكا اجراي اين قانون را ناقض حريم خصوصي مردم ميدانند. علاوه بر اين، آنها بر اين باورند كه انگشتنگاري با DNA بسيار مهمتر از يك اثر انگشت ساده است زيرا DNA هر شخص حاوي اطلاعات بسيار زيادي در مورد سابقه پزشكي و خانوادگي آن فرد و بستگانش است. بنابراين، گردآوري نمونهها و نگهداري دائمي آنها ميتواند آدمهاي فضول را براي جستجوي غيرقانوني اين اطلاعات گرانبها وسوسه كند. اين عمل همچنين مخالف هدفي است كه كاشف تكنولوژي انگشتنگاري به كمك DNA يعني، سرالك جفريز براي كاربرد اكتشافش در نظر گرفته بود. بههرحال، استفاده از DNA براي تشخيص هويت، روز به روز كاربردهاي بيشتري پيدا ميكند. يادتان هست وقتي صدام دستگير شد، گفتند كه با استفاده از همين روش، مطمئن شدهاند كسي كه دستگير شده، خود صدام است؟
DNA يا مخزنالاسرار در داخل هسته تمامي سلولهاي بدن ما يك كامپيوتر ريز و با هوش كه بسيار قويتر از تمامي كامپيوترهاي جهان است قرار دارد. اين كامپيوتر ريز در واقع همان DNA يا ماده ژنتيكي ماست كه تمامي اطلاعات مربوط به زندگي و عملكرد شما را برنامهريزي و تنظيم ميكند. خصوصيت مهم DNA اين است كه ساختار ژني آن در مورد هر فرد، خاص همان فرد است، يعني همان طور كه هر يك از افراد موجود در جهان اثر انگشت خاص خودشان را دارند، ترکيب ساختار ژني DNA آنها هم اختصاصي و از بقيه متمايز است. به همين دليل در اواخر قرن بيستم يك متخصص معروف ژنتيك به نام دكتر الك جفريز به فكر افتاد تا قسمتهايي از DNA اشخاص مختلف را بررسي و با مطابقت دادن آنها با نمونه اصلي براي شناسايي افراد استفاده كند. در اين تكنيك كه در واقع يك نوع انگشتنگاري به كمك DNA است، قسمتهايي از ساختار ژنتيكي DNA به ويژه آنها كه بيش از همه بين انسانهاي مختلف، متفاوتاند مورد مقايسه قرار ميگيرند. اين نمونه ها بايستي به اندازه كافي بزرگ باشند تا امكان بررسي آنها و تطابق با نمونه اصلي تطابق بيشتر شود.
كارآگاهان چه ميكنند؟ براي تشخيص هويت يا همان انگشتنگاري DNA، از يك طرف وجود DNA فرد مظنون و از طرف ديگر وجود نمونههايي از خون، استخوان، مو و يا مقداري از ترشحات بدن در صحنه جرم لازم است. متخصصين با استفاده از قطعات كوچكي از مواد ژنتيكي كه به آنها «جستجوگر DNA » گفته ميشود و نقش راهنما را دارند به دنبال «نشانگرها»ي خاص در يك نمونه DNA ميگردند. اين جستجوگرها ميتوانند قسمتهاي خاص DNA كه به آنها نشانگر گفته ميشود را پيدا كرده و به عنوان مكمل به آن وصل شوند. در ادامه، آنها قادرند تا يك طرح مشخص را براي هر فرد به وجود آورند. متخصصين، اين طرحها را با نمونه طرح DNA فرد مظنون مطابقت داده و در صورت تشابه، فرد مورد شك شناسايي ميشود. با توجه به اينكه ممكن است تشابه تنها يك نشانگر بين نمونه به دست آمده از صحنه جنايت و فرد مظنون اختصاصي نباشد و اشخاص زيادي نمونه آن را داشته باشند، متخصصين معمولاً چندين ناحيه نشانگر در دو نمونه DNA را با هم مقايسه ميكنند. اگر اين دو نمونه در 4-5 ناحيه نشانگر به هم شبيه باشند، در آن صورت شانس تطابق آنها با يکديگر بسيار بيشتر ميشود. با اين وجود، هنوز هم يك شانس بسيار اندكي وجود دارد كه يك نفر ديگر هم همان طرح و نقشه DNA را در مورد يك سري از نشانگرهاي خاص داشته باشد. با در نظر گرفتن اين موضوع، برخي مراجع قضايي انگشتنگاري DNA را با ساير شواهد موجود در صحنه جنايت ميسنجند و بعد تصميم ميگيرند.
نوبل به خاطر كمك به پليس تكنيك انگشتنگاري ارائه شده توسط دكتر جفريز توجهات بسياري را به خود جلب كرد و يک شهرت جهاني برايش به ارمغان آورد. اين اکتشاف موجب شد تا نام دکتر جفريز بارها در ليست نامزدهاي كسب جايزه نوبل قرار گيرد. اين تكنيك نخستين بار در سال 1987 براي شناسايي قاتل دو دختر مورد استفاده قرار گرفت و موفقيت آن موجب شد تا بسياري از مراجع قضايي استفاده از آن را به عنوان جايگزين اثر انگشت معمولي مد نظر قرار دهند. بد نيست بدانيد دكتر جفريز با استفادهاي كه در حال حاضر از كشفش ميشود مخالف است. دولت انگلستان از سال 1995 تصميم گرفت كه يك بانك اطلاعاتي از DNA اشخاص متهم به جنايت تهيه كند. بر اساس قوانين انگلستان، هر شخصي كه بازداشت شود (چه محکوم شود چه آزاد شود) داراي يك پرونده DNA (اثر انگشت DNA) خواهد بود كه اطلاعات آن در سابقه وي حفظ ميشود. بنابراين، دولت انگلستان توانايي دستيابي به اطلاعات خصوصي موجود در DNA مردم را خواهد داشت. به جاي آن، دكتر جفريز پيشنهاد كرده است كه يك بانك اطلاعاتي از DNA مردم تشكيل شود و دسترسي به آن تنها از طريق يك سازمان سومي كه مورد اعتماد همه بوده و قادر به حفظ اسرار خصوصي باشد ميسر گردد.
حفاظت از حريم خصوصي در حال حاضر، مهمترين اتهامي كه به اين تكنيك وارد ميشود، امكان دستيابي سازمان انجام دهنده آن به حريم خصوصي است. اين مسأله مثل آن است كه كسي امكان دسترسي به كامپيوتر شخصي شما را داشته باشد و به اين ترتيب ميتواند اطلاعات خصوصي شما را بررسي كند. DNA هر فرد حاوي اطلاعات ارزشمندي درباره حساس بودن يك فرد و خانوادهاش به بيماريهاي خاص، سابقه خانوادگي و نيز وجود برخي الگوهاي رفتاري است که کاملاً خصوصي هستند و در صورت عدم مراقبت صحيح ممكن است مورد سوء استفاده قرار گيرند.
انگشتنگاري DNA چه کاربردهايي دارد؟ • شناسايي مظنونين بالقوهاي كه ساختمان DNA آنها با شواهد باقيمانده در صحنه جرم (مثل مو، چند عدد سلول پوست يا ترشحات بدن) مطابقت داشته باشد. • تبرئه افرادي كه به اشتباه محكوم شدهاند. • شناسايي قربانيان ناشناس بلاياي طبيعي نظير سيل؛ زلزله يا آتشسوزي • پيدا كردن والدين گمشده و ساير ارتباطات خانوادگي • شناسايي گونههاي حيواني در معرض خطر انقراض يا حفاظت شده براي كمك به حفظ حيات وحش. با معمولتر شدن استفاده از اين تكنولوژي حتي ميتواند شكارچيان غير قانوني را هم تعقيب كرد. • شناسايي باكتريها و ساير ارگانيزمهايي كه قادرند آب، هوا، خاك و يا غذا را آلوده كنند. • استفاده در برنامههاي پيوند اعضا • تعيين شجرهنامه برخي گونههاي گياهي يا دامي • تأييد اعتبار برخي از مواد مصرفي گرانقيمت مثل خاويار
تكنيكهايي که در انگشتنگاري استفاده ميشوند روش RFLP: در اين روش طولهاي متغيري از قطعات DNA توسط آنزيمهايي به نام آندونوكلئاز به دست ميآيند. اين آنزيم قادر است DNA را طبق يك نقشه خاصي ببرد. اين روش در گذشته بسيار مورد استفاده قرار ميگرفت ولي با توجه به آنكه انجام آن به مقدار زيادي از DNA احتياج دارد و با در نظر گرفتن اين موضوع که بسياري از نمونهها در صحنه جرم ممکن است توسط عوامل محيطي مثل آلودگيها تخريب شوند، كمكم جاي خود را به روشهاي جديدتر داد. واكنش زنجيره پليمراز (PCR): اين تكنيك قادر است ميليونها كپي دقيق DNA از يك نمونه بيولوژيك کوچک توليد كند. يك مزيت مهم اين تكنولوژي آن است كه نياز به مقدار كمي DNA از نمونههاي بيولوژيك دارد به طوري كه شايد حتي وجود چند عدد سلول پوستي هم كافي باشد. نكته مهم در اين روش، مراقبت دقيق به منظور جلوگيري از آلودگي نمونه DNA با ساير مواد بيولوژيك در خلال جمعآوري نمونه و حفظ دقيق نمونه است. روش STR: اين روش نواحي خاصي از DNA را بررسي ميكند. در ادامه، تغييرات موجود در اين نواحي خاص براي افتراق آن از يك طرح DNA ديگر مورد استفاده قرار ميگيرند. در حال حاضر پليس فدرال آمريكا از يك ست استاندارد كه 13 ناحيه خاص DNA را بررسي ميكند براي شناسايي مجرمين استفاده ميكند. به کمک اين ست، شانس آنكه 2 نفر از نظر هر 13 ناحيه خاص در طرح DNA مشابه هم باشند به يك در ميليارد ميرسد. تجزيه تحليل DNA ميتوكندري: ميتوكندري قسمتي از سلول است كه داراي ماده ژنتيكي اندكي بوده و نقش بسيار مهمي در سوخت و ساز سلول دارد. استفاده از اين روش متخصصين را قادر ساخته تا نمونههاي بيولوژيك قديمي مثل مو، استخوان و دندان را كه ماده هستهاي سلولي كمي دارند و بهکمک روشهاي STR و RFLP قابل بررسي نيستند را تجزيه و تحليل كنند. به اين صورت ميتوان مسائلي كه شايد براي قرنها حل نشده باقي ماندهاند را بررسي كرد. يك موضوع جالب ديگر در مورد ميتوكندري آن است كه DNA آنها تنها از طريق مادر (و نه پدر) منتقل ميشود بنابراين مي تواند در مورد بررسي مسايل مربوط به خويشاوندي و يا پيدا كردن يك فرد گمشده مورد استفاده قرار گيرد. آناليز كروموزم Y: اين كروموزم خاص مردان است و مستقيماً از پدر به پسر ميرود. بنابراين، تجزيه و تحليل ماركرهاي ژنتيكي آن براي بررسي برخي ارتباطات خويشاوندي ارزشمند است.
معماهاي حل شده با استفاده از انگشتنگاري DNA در سال 1992، بررسي شواهد DNA به دست آمده از قبر يك پزشك آلماني به نام ولفگانگ گرهارد كه در برزيل دفن شده بود نشان داد كه او در واقع همان دكتر جوزف منگل پزشك معروف نازيهاست كه تا مدتها پس از اتمام جنگ جهاني دوم به عنوان جنايتكار جنگي شديداً تحت تعقيب بود. در سال 1995 كوهنوردان پرويي توانستند موميايي يخ زده آيسميدن پرويي را پيدا كنند. آيس ميدن پرويي يك دختر 14-12 سالهاي بود كه در حدود 500 سال قبل توسط قديسين اينكا براي خشنودي خدايانشان قرباني شد. تجزيه و تحليل DNA آيسميدن به پژوهشگران اين شانس را داد تا بتوانند منشا ژنتيكي وي را پيدا كنند. آنها معتقدند كه با بررسي DNA ميتوكندري يكي از بافتهاي آيسميدن قادر خواهند بود تا رد پاي مادرياش را دنبال كرده و برخي از اقوام گذشته و آينده وي را كه ميتوانند از نظر تاريخي اهميت زيادي داشته باشند را بشناسند. در سال 2000، دانشمندان اروپايي تصميم گرفتند تا يكي از بزرگترين معماهاي تاريخ اروپا را حل كنند. در آن زمان بسياري از سلطنتطلبان فرانسه معتقد بودند كه لوئي هفدهم، پسر لويي شانزدهم و ملكه ماري آنتوانت كه گفته ميشد در سال 1795 در زندان درگذشته، در واقع نمرده و از زندان انقلابيون فرانسه فرار كرده است. در اوايل سال 2000 دانشمندان DNA قسمتي از باقيمانده بدن شاه متوفا را با نمونههايي از افراد خاندان سلطنتي فرانسه و از جمله با نمونه DNA به دست آمده از موي سر مادرش، ملكه ماري آنتوانت مقايسه و هويت وي را تأييد كردند. در سال 2002، آزمايش DNA توانست دوگلاس اوكانر را كه در سال 1986 به اشتباه محكوم شده بود را پس از 16 سال زندان تبرئه كند. وي صد و چهارهمين نفري بود كه پس از محكوميت با استفاده از آزمايش DNA تبرئه شد.
همشهری آنلاین
|